هم میزنم این قهوه تلخ قجری را تا فکر تو شاید برساند شکری را من خاطره مینوشم و با یاد تو خوبم برگردو پایان بده این بی خبری را بعد از گله و اخم بگو سیب و پررنگ... لبخند بزن... تا بنویسم اثری را... حالا که حواسم به تو پرت است بگیرند از دست من این هوش و حواس بشری را با قاشق خود شعر نوشتم و مدادم هم میزند این قهوه تلخ قجری را شعر از جناب آقای علی مردانی
برچسب:
نویسنده: رویا شریفی
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 21:27