صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم وانگه همه بتها را در پیش تو بگدازم صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم هر گل که ز من روید با خاک تو می گوید با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم در خانه آب و گل بیتوست خراب این دل یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم مواظب کسی که دوستش داریم یا قراره دوستش بداریم و
برچسب:
نویسنده: رویا شریفی
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 21:27