سالها و چند روز گذشت از اولین عصر شنبه اولین دیدار
۱۵۹
تا حالا میگفتم هر چی که بشه درست میشه
هر اتفاقی که بیفته با پول حل میشه
همه چی با محبت با عشق درست میشه
که اونم بلد نبودیم کی و کجا استفاده کنیم
میگفتمفقط مرگه که چاره نداره
هر وقت به هر کی همدلداری میدادم اینو میگفتم ولی اینروزها فهمیدم مرگ هم چاره داره
وقتی دلداری برگرده
وقتی بیاد کنارت زنده میشی جون میگیری دوباره
ولی اگه بره بیشتر میمیری حتی اگه امیدوار باشی
ولی الان میگم راسته که میگن که رفتاری که در محیط های مختلف با آدمهای مختلف داریم نشون دهنده اینه که چه احساسی نسبت به خودمون داریم!
همه حرف های توی دلم ، فقط این ها که با تو گفتم نیست
گاه چندین هزار جمله هنوز ، همه حرف های آدم نیست
کاش ابری به وسعت دریا ، آسمان را به حرف می آورد
تا ببینی که پشت این همه کوه ، حرف های نگفتنی کم نیست
اول شهریور ۱۴۰۳ پنج شنبه
برچسب:
نویسنده: رویا شریفی